به گزارش شهرآرانیوز، برای خیلیها امروز (سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵) تعطیل بود؛ فرصتی برای اینکه با خانواده به خیل جاماندگان اربعین بپیوندند، سیاه بپوشند و مسیر میدان بسیج تا حرم مطهر رضوی را پیادهروی کنند. اما امروز برای گروهی دیگر، تعطیلی معنایی نداشت. لباس کارشان را پوشیدند، از خانه بیرون زدند و درست از همان ساعتی که شهر هنوز خواب بود، خودشان را به محل مأموریت رساندند.
از همان اول صبح هم قرار نبود در صف زائران قدم بزنند. مأموریت آنها خیلی مهمتر، مؤثرتر و قطعاً مقبولتر بود. آنها قرار بود کاری کنند تا هزاران خانواده دیگر، آسوده و بیدغدغه این مسیر را به عشق امام حسین (ع) طی کنند. پاکبانها، آتشنشانها و رانندگان اتوبوس، تنها سه قشر از این جامعه بزرگ هستند؛ خادمان بیادعای شهر که امروز، سهمشان از اربعین ۱۴۰۵، خدمت به زائران بود.
درست است که مراسم از حدود ساعت ۸ صبح آغاز شد، اما خیلی قبلتر از آن، هزار و ۱۸۴ پاکبان مشهدی کارشان را آغاز کرده بودند. جارو به دست و کیسههای بزرگ زباله بر دوش، قدم به قدم در همین مسیر پرنور گام برداشتند، وجب به وجب آن را پاک و پاکیزه کردند تا تشرف به آغوش امام رئوف (ع) برای جاماندگان اربعین ۱۴۰۵، تجربهای دلپذیرتر از همیشه باشد.
یکی از پاکبانها برایمان تعریف میکرد که از بامداد امروز کارش را شروع کرده و حتی معلوم نیست چه زمانی از کار مرخص شود، اما زمانی که شگفتزده از انگیزهاش برای این خدمت سخت زیر آفتاب سوزان مردادماه سؤال کردیم، از تعجب ما متعجب شد و پرسید: «چهکار کنیم؟ نظافت نکنیم؟ مگر میشود اینهمه مهمان برای آقا امام رضا (ع)بیاید و شهر آماده نباشد؟ پس شرافت مهماننوازی مشهدیها کجاست؟»
دلمان کباب شد وقتی پاکبان دیگری از ماجرای درخواست دختر کوچکش برایمان تعریف کرد: «دیشب دختر کوچک ما خیلی اصرار کرد که بابا فردا در اربعین بیا همه باهم پشت به حرم یک عکس یادگاری خانوادگی بگیریم. کلی لباسها را هم تمیز و مرتب کردم که آرزو به دلش نماند. نزدیک اذان ظهر که شد، یک لحظه از دور آنها را دیدم، اما دقیقاً همان موقع یک توده بطریهای آب معدنی و لیوانهای یکبار مصرف در گوشه خیابان انباشته شده بود. من مسئول نظافت آنها بودم. کار را که تمام کردم، دیدم خانوادهام رفتهاند. لابلای جمعیت گمشان کردم. البته ایراد ندارد. کار در اربعین، سفارش آقا امام حسین (ع) است. فدای سر مهمانان امام رضا (ع)».
در طول مسیر، هرجا که سر بچرخانید میتوانید خودروهای آتشنشانی و تیمهای تخصصی قهرمانان شهر را درحالت آمادهباش کامل ببینید. با تجهیزات کامل و چشمهایی که مدام جمعیت را رصد میکنند. یکی از این قهرمانان خاکستریپوش و سپیدسیرت که مشابهش هم فراوان است، در گفتوگو با ما میگوید: شاید وضعیت الان آرام به نظر برسد، اما همین آرامش، نتیجه آمادهباش دائمی نیروهاست. راستش ما همیشه امیدواریم اصلاً اتفاقی نیفتد. در واقع اگر روز را بدون حادثه تمام کنیم و زائران و مجاوران در آسایش باشند، آن روز برای ما بهترین روز است.
تیم همکارانش برایمان تعریف کردند که شیفت امروزشان ۱۲ ساعته است و ممکن است بهسادگی حتی بیشتر شود. وقتی از خانوادههایشان پرسیدم، بدون هیچ گلایه، بدون لکنت و خیلی صریح گفتند: «به این جمعیت نگاه کنید. عاشق و خالص با خانوادههایشان آمدهاند راهپیمایی جاماندگان اربعین. در آرامش کامل. به نظرم همین آرامش، ارزش ساعتها آمادهباش ما زیر این آفتاب سوزان را دارد. شاید بعضیها اصلاً ما را نبینند، اما ما راضی هستیم. همین حضور ما، پشتوانه آرامش این جمعیت است. همین خوب است».
مسیر میدان بسیج تا حرم مطهر برای خودروها بسته است، اما اتوبوسهای مسیر BRT شریان حیاتی جابجایی زائران هستند. به همین دلیل، اتوبوسها میبینید که بیوقفه یکی پس از دیگری در ایستگاهها توقف میکنند؛ درها باز میشود، مسافران پیاده یا سوار میشوند و دوباره راه میافتند. یکی از رانندهها میگوید از نخستین ساعات صبح پشت فرمان نشسته و احتمالاً تا غروب، فرصت استراحت چندانی نخواهد داشت، اما وقتی نظرش را درباره شغل طاقتفرسایش پرسیدیم، با لبخند روی لب، کوتاه و مؤثر پاسخ داد: «ما نباشیم، این مردم چهطور میخواهند جابهجا شوند؟ کار ما همین است. انشاءالله خدا قبول میکند».
راننده دیگری که بیش از ۱۲ ساعت شیفت دارد، از خانوادهاش میگوید که امسال بدون او در راهپیمایی شرکت کردهاند. راحت گفت که دلش میخواسته همراهشان باشد، اما وجدانش اجازه نمیدهد در آمادهباشها درخواست مرخصی کند. گفت: «ما هم خیلی دلمان میخواهد بین جمعیت باشیم ولی خدا را چه دیدی، شاید آقا امام حسین (ع) در قیامت ما را بهخاطر همین خدمت شفاعت کرد».
اینطور مراسمات همیشه در ساعات پایانی با انبوهی از گزارشها، خبرها و روایتها درباره جمعیت، پرچمها، نوحهها و حماسه حضور جمعبندی میشود، اما پشت این مراسمات بینقص و منظم، همیشه صدها و هزاران نفر ایستادهاند که از تعطیلی، استراحت و حتی حضور در کنار خانوادههایشان چشم میپوشند تا شهری به اهمیت مشهدالرضا (ع) میزبان شایستهای برای زائران باشد. آنها شاید حتی در قاب عکسهای یادگاری دیده نشوند، اما اگر نباشند، بسیاری از این قابها هرگز شکل نمیگیرد. سهم خادمان شهر از اربعین ۱۴۰۵، شاید کمتر دیده شود، اما بیتردید، یکی از ماندگارترین روایتهای امروز، شرح همین خدمتهای بیادعاست.